تالار 4 · پژواک کتاب
پژواک کتاب
ردِّ اثری که «گنجینهٔ علوم پنهان» در افکار عمومی بر جای گذاشت: تصور «کتاب نفرینشده»، نظرات خوانندگان و هشدار خود مؤلف.
بهاختصار
بهسرعت ادعاهایی پخش شد مبنی بر اینکه کسانی که دعوتها و صیغههای کتاب را ناآگاهانه میخواندند تعادل روانی خود را از دست میدادند، دچار سردردهای شدید ناشناخته میشدند، مورد حملهٔ موجودات نادیدنی (تسلّط/مسّ) قرار میگرفتند و حتی برخی به زندگی خود پایان میدادند. دولت در کار اثری که مردم آن را «کتاب نفرینشده» مینامیدند مداخله کرد: در ۱۵ مه ۱۹۶۲ جلدهای نخست با رأی شمارهٔ ۹۷۲/۹۹ دادگاه صلح کیفری یکم استانبول ضبط شد.
اعتبار کتاب
تصور «کتاب نفرینشده»
«گنجینهٔ علوم پنهان» از روزی که منتشر شد هم کنجکاوی برانگیخت و هم بیم. ضبط جلدهای نخست آن با رأی دادگاه در سال ۱۹۶۲ و سنگینیِ محتوای آن سبب شد اثر نزد مردم به «کتاب نفرینشده» شناخته شود. خود مصطفی ایلوغلو نیز گفته است که دعوتها و تدابیر اثرش سنگیناند و کسانی که علم کافی ندارند نباید این متنها را ناآگاهانه بخوانند.
پژواک آن در اینترنت
نظرات خوانندگان
نظرات زیر گزیدههایی کوتاه از نوشتههای کاربران در انجمنها و فرهنگواژههای مشارکتی اینترنتاند؛ حقوق از آنِ صاحبان آنهاست و پژواک اثر را در افکار عمومی بازمیتابانند. از اصل ترکی ترجمه شدهاند.
نباید به چنین کتابهایی گرایش یافت… پناه بر خدا، آدمی را تا شرک میکشاند. بهجای مددجستن از چنین کتابهایی باید دست به دعا برداشت؛ بهویژه جادو کردن و مدد خواستن از آن گناهی بس بزرگ است.
کتابی که دانش فراوانی در بر دارد، از یافتن اشیای گمشده تا شناختن دزد؛ هم میتوان آن را در راه نیک به کار برد و هم در راه بد. در بهکارگیری هر دانشی که در آن است باید محتاط بود.
با اصرار گفته میشود که این کتاب محتوایی دارد که همه نمیتوانند بخوانند و بفهمند، و حتی اگر بفهمند تاب نمیآورند… کسانی که با این کتاب سروکار دارند همواره در فضایی عرفانیاند. همه همعقیدهاند که باید از این کتاب دوری کرد و ما هنوز به پختگیِ لازم برای مهارِ آن نرسیدهایم.
کتاب «علوم پنهان» علم رمل، علم لدنّی، بسیاری وفق، دعا و جادو را در بر دارد. مقصد آن این است که در برابر ستمگر وسیلهای برای نیازمند باشد. اما اگر اخلاص صادقانه ندارید حتماً دوری کنید؛ حتی اگر حافظ هم باشید مصون نمیمانید. این کتاب تنها برای کسانی که ایمان حقیقی دارند و از این علوم درس میگیرند میتواند روشنی باشد.
اما علت اینکه دلدرد پدید میآورد این است که کتابی سنگین از نظر معنوی است، و خواندن یا در دست گرفتن آن بیوضو یا بیطهارت. دربارهٔ آنان که دیوانه شدند و آنان که مردند نیز، چنانکه گفتم کتاب معنویتی سنگین دارد؛ بهاصطلاح مسلمانانِ بیوضو و بینماز تابِ آن را ندارند. وانگهی دستورهای درون آن قطعاً جادو نیست. ما آن را علم حواس میگوییم؛ علمی که با دستورها و دعاهای معیّن انجام میشود. اگر بخواهید بخوانید و اهمیت لازم را بدهید، کتابی شگفت است که پاسخ علاقهٔ شما را با دانش میدهد؛ اما اگر برای سرگرمی و از سر نادانی به کارش برید، بلای آن شما را مییابد — چه مسّ و چه دیوانگی. شبتان خوش.
باید آن کتاب را همین حالا از خانهات بیرون ببری. کنار مدیومی که در این کار خبره بود کار کردهام، باور کن نمیخواهی درگیر شوی. اگر نیتت سرگرمی است یا بهکارگیری آن بر دیگران، پایانش میتواند بد شود؛ تو را که بگذریم، بر تمام خانواده و تبارت اثر میگذارد. علم حواس کاری است که شجاعت و ایمان کامل میطلبد؛ زیرا پردههای چشمت کنار میرود و بیش از دنیایی که پیشتر میدیدی خواهی دید و بیش از آن خواهی شنید. و همینکه به آن بُعد پا بگذاری، دیگر هرگز مثل گذشته نخواهی شد.
دوست من، در آن کتاب جاهایی هست که نباید خوانده شوند. ببین، کتابی است که در آن روشهای احضار جنّ و مانند آن آمده، و میخواهم هشدارت بدهم. آری، کتابی است که هم در نیکی و هم در بدی میتوان به کارش برد؛ میتوانی کارهایی چون جادو، تعویذ و طلسم انجام دهی. برای انجام اینها زمانهایی هست و بسیار پرخطر است؛ برای محافظت از اثرهای وارونهٔ علم حواس روشهایی وجود دارد. آن کتاب را با کسی که علاقهمند و اهل علم است در میان بگذار تا برایت بگوید. اما، چنانکه گفتم، زیادهروی نکن.